|
سلام به بروبچ
خوبین؟ خوشین؟ واقعا شرمنده که من انقدر بی معرفتم انقدر سرم شلوغ بود که نمیتونستم بیام نت کلی اتفاق افتاد تو این چند وقت اول از همه که با بابام دوباره سره مساله ی خارج رفتن من دعوام شد دومیش این که ۵شنبه واسم یه خواستگار دیگه اومد پسره مهندسه برقه خداییش خیلی هم خوشگل بود ازش بدم نیومد سومیش این که با bf اخریم که خیلی خیلی تیکه بود واسه خودش تموم کردم. الانم هم ناراحتم هم خوشحالم میدونین ÷سره خوبی بود ولی خب خیلی گیر میداد هی میگفت موهاتو بکن تو ، انقد نخند ، انقد شیطونی نکن ، چرا انقدر مانتوت تنگه ، چرا با اون مرده حرف زدی ، چرا این کارو کردی و کلی دری وری دیگه منم اصلا حوصله ی غر غر ندارم. ولی خب الانم یه خورده ناراحتم چون از روزی که باهاش تموم کردم هر روز میاد دمه مدرسمون و هی زنگ میزنه بیخیال هر چی بود دیگه تموم شده راجع به گذشته هم فکر نمیکنن الانم که دارم مینویسم دستام از خستگی در میکنه امتحانای لعنتی هم که داره شروع میشه اهان یه خبره جدید تر موهامو که تا کمرم بود کوتاهه کوتاه کردم. از این مدلای فشنی خیلی ناز شه جدیدترین مدل بابام میگه فقط تغییرات تو در حده متفاوت بودن مدل مو و ارایش و قر و فر بازیه میدونین بابای من همش ازم ایراد میگیره همش میگه خیلی سوسولی خیلی قرتی ای میگه زیادی به خودت میرسی و ... ولی خب باید به خودم برسم امروز جدیدترین عکسمو گذاشتم تو page 360 که فامیلاییمون که تو امریکانن عکسمو ببینن و برای همه ی فامیلامون pm دادم کاره خوبی بود که کردم اخه یه مدته که همه میگن دیانا خودشو از همه جدا کرده با این کارم جلوی حرفه مفته مردمو گرفتم خلاصه قراره تا ۲ هفته ی دیگه هم ارشیا واسم بچه ی گربشو بیاره دمش گرم گربشو بیشتر از خوده ارشیا دوست دارم. خب دیگه من باید برم قربونه هموتون فعلا booosss & bye
سلام
مدرسه تعطیل شد بالاخره بهمون گفتن سه شنبه نریم مدرسه ولی ما رفتیم البته به اسمه مدرسه رفتیم بیرون ایول ل ل ل ل بعدشم رفتیم چرخیدیم تا ساعته ۵ اون موقع هم برگشتیم خونه خیلی حال داد وای وای وای دیدمش امروز اخرین بار بود که میدیدمش بعدشم میرفت تا وسطه عید عید که میریم شمال اونم میاد و بازم همدیگرو میبینیم خیلی حال میده ولی ۱ ایراده کوچولو موچولو این وسط وجود داره اونم اینه که امسال ۲باره میریم اون شهرکی که مانی هم توشه پدرمو در میاره ۱۰۰٪ واسم دعا کنین راسی عیدتون پیش پیش مبارک باشه همتونو دوست دارم خیلی خیلی زیاد بوس بوس
سلام سلام سلام
خوبین؟ من که اصلا خوب نیستم تف به ذاته کسی که این امتحانارو اختراع کرد بیچارمون کردن هر روز امتحان مثه خر هم که درس بخونیم باز وقت کم میاریم لعنت بهشون همش کتاب دستمه میگن تا ۲۸ باید بیایم من که بمیرم نمیرم مامانم میگه روزه چهارشنبه سوری نمیخواد بری طفلک میترسه بلایی سرم بیاد نمیدونه خوده من مردمو دیوونه کردم وای خیلی حال میده هیچ کی تو خیابون طرفمون نمیاد میترسن ازمون واقعا باحاله این روزا کارمون کرم ریختنه چی کار میشه کرد دیگه برم که شنبه امتحانه ریاضی داریم تا یادم نرفته میگن خدا از حقه خودش میگذره ولی از حقه بندش نمیگذره خدایاااااااااااااا از این مدیره مدرسه ی ما نگذر با دوستم که حرف میزدم میگفت : ما امتحان داریم شماها که بچه سوسولین ازتون امتحان نمیگیرن!!! به خدا خیلی جالبه! همه میگن ما بچه سوسولیم سوسولی مدرسه میریم مدرسمون پره بچه سوسوله تو مدرسه به خاطره پوله زیادی که میدیم زیادی تحویلمون میگیرن و ... ولی من موندم این تحویل گرفتنه که پدرمونو در اوردن؟! ما بچه سوسولیم که مجبوریم مثه خر درس بخونیم اخره سرم خودمونم از نمره هامون نا امید بشیم؟! اخه کجای ماها شبیه سوسولاس!!! ۱ سوال بپرسم برم که کتاب ریاضی چشم براهمه چرا مردم بدونه این که فکر کنن حرف میزنن؟؟؟
سلام سلام سلام ميدونين جنبه هم خوب چيزيه نه؟ اخه من نميدونم اگه بعضي از پسرا جنبه ي انتقاد ندارن چرا خودشونو مثه دلقكا ميكنن؟ خلاصه در يه كلوم ميگم خيلي سوژه اين!:D چند روز پيش ديني داشتيم يك حالي داد كه نگو معلمه اوله سال گفته بود كه 2شنبه ها فقط 5شنبه ها درس ميپرسه اون روزم شنبه بود منو دوسامم كه شامله نصفه كلاس ميشن درس نخونده بوديم كه يه دفه معلمه ي ديوونه گفت ميخوام درس بپرسم همه دادمون در اومد ديوونه بود اول از همه هم منو صميميترين دوسم رو صدا زد رفتيم پاي تخته اگه واسم نمره ميذاشت پدرشو در مياوردم حواسم نبودو به تخته تكيه دادم گچي شدم داشتم مانتومو تميز ميكردم كه معلمه گفت كاشكي انقد كه به تميز بودنه مانتوت اهميت ميدي به موهاتم اهميت ميدادي! من گفتم : مگه موهام چشه؟ گفت : هيچي فقط انقد ژوليدس كه انگار شونشون نكردي من : خانم مدلشه يكي از دوسام گفت : اره خانم الان اين مدل مده معلمه: خب منم با مد پيش ميرم ولي موامو هيچ وقت اينجوري نميكنم! وقتي اين حرفو زد شاام در اومد بهش گفتم : خب خانم 50 سال پيش كه شما جوون بودي يه چيزي مد بود الان يه چيزه ديگه بچه ها زد زيره خنده اخه با حرفم سنشو اندازه سنه حضرت فيل كرده بودم خودمم خندم گرفته بود معلمه خودشو جمع كرد و گفت : ولي مدرسه قانون داره خوبه منم از جلسه ي بعد فشن بيام؟ يكي از بچه ها گفت : اره خانم شما فشن بيا ما از خر كمتريم اگه بهتون ايراد بگيريم و همه زديم زيره خنده فك كن جلسه ي بعد فشن مي اومد خيلي باحال ميشد خيلي معلمه به منو دوسم گفت بريم بشينيم وقتي داشتم ميشستم بهش گفتم:خانم شما كه به مد ميگردين واسه ي عيد شلواره 6جيب مده شما با اين شلوار مياين ديگه؟ معلمه با حرص فقط بهم نگا كرد معلمه پررو شده جديدا مثه اين كه مديرمون بهش رو داده خلاصه از اين حرفا كه بگذريم بايد بگم كه اعصابم در حاله حاظر خورده در حده 1000 دليلشم نميدونم چن روزه تقريبا دپرسم و داغون چن روز پيش يكي به گوشيم زنگيد جواب دادم يه دختر بود دختره ي بيشرف بهم گفت ببخشيد شماره ي شما تو گوشيه bf من بود من گفتم شماره ي من تو گوشيه خيلي از پسرا هست دختره گفت:وقتي از bf ام پرسيدم اين شماره ي كيه گفت شماره ي دختر خالمه شما دختر خاله ي ... هستي؟ نه امكان نداشت اون اسمه bf قبليمو گفته بود نه نه نه امكان نداشت اين يه شوخيه مضحك بايد باشه بهش گفتم ازت نميترسه كه بخواد بهت دروغ بگه لابد هستم ديگه دختر شروع كرد ضره مفت زدن كه باهاش دعوام شد خيلي فك ميكرد پرو هست كه منم يه حاله اساسي بهش دادم كه با گنده تر از خودش در نيفته بيخيال تو كلومه اخر ميگم من با هيچ پسري پدر كشتگي ندارم كه بخوام حال گيري بكنم يا پسري رو اذيت كنم انتفاقا من ارادته خاصي نسبت به بعضي از پسرا دارم پس نياين تو پ.م خصوصي پدر منو در بيارين من كوچيكه همتونم هستم خلاصه ما كوچيكه هر چي دختر و پسره باحاله هستيم اصلا كلا ميگم هر كي از اين به بعد تو قسمت cm ها چرت و پرت بگه خره خره خره
اين روزا خيلي به من خوش ميگذره اولا چون مامان اونارو دعوت كرد دوما چون درسم خوب شده سوما چون معلما رو بينهايت اذيت ميكنيم واي اين روزا كر كره خندس 5شنبه رياضي داشتيم روزايي كه رياضي دايم هممون به زور ميريم مدرسه اخه خيلي معلمه اخلاقش گنده اومد سره كلاس هيچكي واسش پا نشد تا معلمه رسيد به ميزش يه دفه ناظممون درو باز كرد هممون از جامون پريديم معلمه كوب كرده بود تو تمومه مدتي كه ناظمه سره كلاسمون بود هممون وايستاده بوديم معلمه هنگ كرده بود طفلك وقتي هم كه ناظمه رفت واسش صلوات فرستاديم معلمه از شدته تعجب شاخ دراورده بود .خودم ديدم!:D خلاصه معلمه شروع كرد به درس دادن انقد بد درس ميداد كه هممون بيرون ميرفتيم كلاس اخراي كلاس بود كه يكي از دوسام سوت زد خندمون گرفته بود معلمه 1دفه گچو پرت كرد رو زمين و شروع كرد به داد زدن گفت:اخه اين چه وضعه كلاسه!مثلا معلم سره كلاسه مگه شماها تربيت ندارين؟خير سرتون دبيرستاني هستين!مثلا بچه پولدارين!اخه اين چه وضعه.ديگه من سره كلاسه شماها نميان. تا اينو گفت ماها زديم زيره خنده حالا فك ميكرد ماها خيلي دوسش داريم اينو بگه ناراحت ميشيم و ميفتيم به التماس نميدونس روزايي كه باهاش كلاس داريم به زور از خونه ميندازنمون از خونه بيرون كه بيايم مدرسه معلمه يه كم ديگه هنجرشو پاره كرد بعدشم گرفت نشست رو صندليش خيلي اعصاب خورد ميكرد 4 ساعت خدا كنه نياد واي اگه نياد كه خيلي حال ميده 4 ساعت باهاش درس داديم از همين الان عذام گرفته كلاسه ما شلوغ ترين كلاسه دبيرستانه همه ي معلما از دسمون كلافن معلمه ميگه كي داوطلبه؟ اون روز معلمه گفت داولب كيه؟ همون موقع درس داده بود ميخواست بپرسه منم هيچي ياد نگرفته بودم واسه مسخره بازي رفتم عربي بود معلمه بهم تمرين داد نتونستم حل كنم اين كه چقد مسخره بازي در اوردم بماند اخرش معلمه گفت : خب تو كه ياد نگرفتي مرض داري داوطلبي مياي؟ گفتم:خانم ازتون دور بودم دلم واستون تنگ شده بود گفتم بيام از نزديك ببينمتون بلكه دلم اروم بگيره! و بچه ها هار هار زدن زيره خنده معلمه با اين كه اصلا نميخنديد خودشم خنديد گفت : برو بگير بشين و جمعو شرمنده كن ديگه داوطلب نشو انقد خندم گرفته بود نتوستم چيزي بگم كلاسه ما سوژه بود حالا اينارو بيخي ديروز كه با سرويس برميگشتم خونه مثه هميشه داشتيم تو سرويس ميزديم ميرقصيديم كه 1 پسر دختررو ديدم دختره چاق بود ولي پالتويي كه تنش كرده بود از ماله منم كه لاغرم تنگ تر بود از بغلشون كه رد شديم 1لحظه صورته پسررو ديدم ابروهاشو شيطوني برداشته بود يه ريملي زده بود كه نگو اينارو ول كن خطه چششو بچسب خدايي پسره حرفا اي بود همون موقع راننده سرويسمون نگه داشت چند تا از بچه ها پياده شن اون دو تا سوژه دوباره افتادن جلوي سرويس پنجره ي بغلمو باز كردم به بچه ها پسررو نشون دادم سرويس راه افتاد تا از بغلشون رد شديم سرمو بردم بيرون گفتم : ببخشين عزيزم ماركه ريملتون چيه؟ اون طرفه خيابون هم پره پسر بود بچه ها تو سرويس هار هار زدن زيره خنده و شروع كردن تيكه انداختن پسراي اون طرفه خيابونم به پسره و حرفه من خنديدن واي مرده بوديم از خنده بعضي از اين پسرا واقعا مثه دلقكن به خدا بيشتر از ماها كه دختريم بعضي از پسرا ارايش ميكنن خجالت هم خوب چيزيه در حده 100000000000 واسه پسرايي كه دخترن متاسفم Plz بس كنين خجالت بكشين
سلام بدونه مقدمه چيني ميرم سره اصله مطلب ميخوام تو اين بلاگ حرفامو بزنم هر حرفي كه بشه گفت فك نكن اولين بلاگمه تا چن ماهه پيش يه بلاگ داشتم كه خيلي طرفدار داشت و خلاصه مهروفه مهروف بود ولي خب به خاطره يه سري دليل كه اصلا به تو ربط نداره حذفش كردم يكي از دليلاش اين بود كه Bf قبليم ادرسشو داشت خلاصه اسمم نميگم اسمه مستعارمم ميذارم ... بذار فك كنم اي بابا چرا هنگ كردم اسم يادم نمياد Ok اسمه مستعارمو اسمه بهترين دوسم كه الان ازم خيلي خيلي دوره ميذارم خب يه بيوگرافيه كوچولو ميدم كه هي پ.م خصوصي ندين و ازم بيوگرافي بخواين 17 سالمه محصل رشته ي رياضي تا فكره بيخود نكردي بايد بگم كه پسره اومده با بابام حرف زده و بابام راضيه ولي مامانم نه كه اونم بالاخره راضيش ميكنم خب همين ديگه دنباله چي ميگردي بيخود؟
|
About
اسفند 1387 Links
ღ روياي خيس لحظه ها ღ |